کسی که یه نفرو نجات بده کل دنیا رو نجات داده🕸💖💛🌘🌙 استاد فو همیشه اینو میگفت میگفتش تو میتونی برای نجات مردم بجنگ. جنگیدم مقام اوردم ولی هیچ وقت نمیدونستم کسی که همکلاسیم خوبم بود همکارم باشه. قضاوت کردم. همکارمو دوست نداشتم زیاد ولی سلطان بزرگ سوهان با یه تهدید تونست نظرمو عوض کنه. روزی که همکارم از کارش استعفا داد قلبم اتیش گرفت. خیلی شوخ طبع بود روزیم که میخواستم برم نیویورک کارای پاریسو بهش سپردم ولی چون همکلاسیم بود و باباش بهش اجازه داد مجبور شد بیاد. روز اول قهرمان شدنم بود هرچقدر به تیکی اسرار میکردم دنبالم نیاد همش میومد. امان از دست گوشواره ها . چقدر بدبختی کشیدم تا انصراف بدم ولی دلم پیش تیکی بود. تبدیل شدم وای خیلی بد بود از دریچه پریدم تو دود کش وایییییی . ولی همکارم مسخرم میکرد گفتش که تو باید از من دستور بگیری شاید دستیارم بشی. بهم میگفت هندونه. ولی یه شب زد زیر اواز دل تنگم شده بود ای خوداااا. ارباب شرارت خیلی بدجنس بود. اون معجزه گر هامو میگرفت. تهدید میکرد و شرور درست میکرد و اکوما میفرستاد تا تیکی و بلک رو بگیره و ارزوهاشو براورده کنه . کلوئی هم که نگم با سابرینا رفیقش چه کارایی باهام کردن خسیسا. روزی خوردم به قهوش ریخت رو پلیورش دعوام کردن. ولی نتها کسی که کنارم بود همکارم بود. اره همکارم . همکارم گربه ی سیاه. یا همون ادرین. که حتی توی روزای دلگیر پاریسم کنارم بود.🌙🌘💛💞💞🏵🌸🌼🌍
کسی که یه نفرو نجات بده کل دنیا رو نجات داده🕸💖💛🌘🌙 استاد فو همیشه اینو میگفت میگفتش تو میتونی برای نجات مردم بجنگ. جنگیدم مقام اوردم ولی هیچ وقت نمیدونستم کسی که همکلاسیم خوبم بود همکارم باشه. قضاوت کردم. همکارمو دوست نداشتم زیاد ولی سلطان بزرگ سوهان با یه تهدید تونست نظرمو عوض کنه. روزی که همکارم از کارش استعفا داد قلبم اتیش گرفت. خیلی شوخ طبع بود روزیم که میخواستم برم نیویورک کارای پاریسو بهش سپردم ولی چون همکلاسیم بود و باباش بهش اجازه داد مجبور شد بیاد. روز اول قهرمان شدنم بود هرچقدر به تیکی اسرار میکردم دنبالم نیاد همش میومد. امان از دست گوشواره ها . چقدر بدبختی کشیدم تا انصراف بدم ولی دلم پیش تیکی بود. تبدیل شدم وای خیلی بد بود از دریچه پریدم تو دود کش وایییییی . ولی همکارم مسخرم میکرد گفتش که تو باید از من دستور بگیری شاید دستیارم بشی. بهم میگفت هندونه. ولی یه شب زد زیر اواز دل تنگم شده بود ای خوداااا. ارباب شرارت خیلی بدجنس بود. اون معجزه گر هامو میگرفت. تهدید میکرد و شرور درست میکرد و اکوما میفرستاد تا تیکی و بلک رو بگیره و ارزوهاشو براورده کنه . کلوئی هم که نگم با سابرینا رفیقش چه کارایی باهام کردن خسیسا. روزی خوردم به قهوش ریخت رو پلیورش دعوام کردن. ولی نتها کسی که کنارم بود همکارم بود. اره همکارم . همکارم گربه ی سیاه. یا همون ادرین. که حتی توی روزای دلگیر پاریسم کنارم بود.🌙🌘💛💞💞🏵🌸🌼🌍