میذاره ۲ماه بگذره بعد زنگ میزنه میگه من حامله ام اینم بگم قبل از اون شوهر من چون قبل نامزدی با من یه نیم شاسی گرفته بود رانندگی هم نمی کنه چون قبلا تصادف کرده فوبیا داره ماشین زیر پای برادر شوهرم بوده یه مقدارم پول برای شراکت سر یه موضوعی که کلا برادر شوهرم هم پول به فتا داد هم ماشین رو خیلی به دختره حال میده به گمونم دختره سر همین فکر میکنه همه چیز مال برادر شوهر منه حامله میشه اینم بگم با پول شوهرم که دست برادر شوهرم بوده قبل بارداری بینی اش عمل می کنه