وسواس فکری کنترل گرایانه
اگر یه چیزی در مسیر درستش نباشه دیوونه میشم اگر مربوط به خودم باشه خودم درستش کنم اگر مربوط به بقیه باشه اینقدر گیر میدم که درستش کنن. مشکل اینه که اون چیز خیلی وقتا بی اهمیته یا لازم نیست توی همون لحظه حتما انجام شه 😥
مثلا عصر چهارشنبه به پسرم گیر میدم باید مشقات را همین امروز بنویسی
یا یهو میگم الان باید بری حمام
هیییچ دلیلی هم نمیتونم بپذیرم و تا انجام نشه آروم نمیشم همش خودم را میخورم دوباره بهش گیر میدم
یا به شوهرم میگه الان برو کیسه برنج را از ماشین بیار تو خونه. میگه حالا نیم ساعت دیگه الان کار دارم. اینقدرررر گیر میدم که با ناراحتی میره. در حالیکه اصلا تا شب هم نمی آورد مشکلی نبود اصلا برنج نمیخواستم ولی چون مغزم درگیرشه باید انجام بشه