2777
2789

وسواس فکری کنترل گرایانه

اگر یه چیزی در مسیر درستش نباشه دیوونه میشم اگر مربوط به خودم باشه خودم درستش کنم اگر مربوط به بقیه باشه اینقدر گیر میدم که درستش کنن. مشکل اینه که اون چیز خیلی وقتا بی اهمیته یا لازم نیست توی همون لحظه حتما انجام شه 😥

مثلا عصر چهارشنبه به پسرم گیر میدم باید مشقات را همین امروز بنویسی

یا یهو میگم الان باید بری حمام

هیییچ دلیلی هم نمیتونم بپذیرم و تا انجام نشه آروم نمیشم همش خودم را میخورم دوباره بهش گیر میدم

یا به شوهرم میگه الان برو کیسه برنج را از ماشین بیار تو خونه. میگه حالا نیم ساعت دیگه الان کار دارم. اینقدرررر گیر میدم که با ناراحتی میره. در حالیکه اصلا تا شب هم نمی آورد مشکلی نبود اصلا برنج نمیخواستم ولی چون مغزم درگیرشه باید انجام بشه

مطمئنم خدایی که من رو خاص کرد با این بیماری ، توان خاصی هم بهم داده که از پسش بربیام 🎗🎗🎗 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

روانپزشک برو عزیزم درمان دارویی دارهحق بده ب خودت ولی برو درمان شو لطفا

اره باید برم

شوهرم دیشب دو ساعت داشت باهام حرف میزد که چرا به همه چی گیر میدی

مطمئنم خدایی که من رو خاص کرد با این بیماری ، توان خاصی هم بهم داده که از پسش بربیام 🎗🎗🎗 

خدا بهت صبر بده

ولی اینجوری هم خودت اذیت میشی هم به بقیه آسیب میرسونی

حتما ب فکر درمانش باش

مامان منم داغ عزیز دید،الان تحت نظر دکتره

اگه نمیرفت واقعا زندگیمون از هم میپاشید


من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

خدا بهت صبر بدهولی اینجوری هم خودت اذیت میشی هم به بقیه آسیب میرسونیحتما ب فکر درمانش باشمامان منم د ...

ممنونم عزیزم اره باید برم دکتر

خودم حس نمیکردم مشکل دارم تا دیشب شوهرم چشمام را باز کرد

مطمئنم خدایی که من رو خاص کرد با این بیماری ، توان خاصی هم بهم داده که از پسش بربیام 🎗🎗🎗 

منم پول کرایه خونه رو سه روز گذشته هنوز شوهرم نداده دارم حرص میخورم..ولی دراین شدت گیرنمیدم،اگه جای من بودی دیوانه میشدی،شوهرم اصلا گوش به حرفام نمیده چند شب چند شب نمیاد خونه ..البته منم دیگه برام مهم نیس چون میخوام جدا بشم ازش

ممنونم عزیزم اره باید برم دکترخودم حس نمیکردم مشکل دارم تا دیشب شوهرم چشمام را باز کرد

طبیعیه

کنار اومدن با مرگ عزیز خیلی سخته

همین ک زود فهمیدی خودش کلی یه

دیگه تا بوده دنیا همین بوده،باید بخاطر خانوادت قوی باشی و روال عادی زندگی رو سر بگیری

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز