خانواده همسرم چندین ساله یه ماهواره خریدن اصلا استفاده نکردن
حالا همونجا داشت خاک میخورد .یه روز بحثش بود بعد شوهرم گفت اگ نمیخواینش بدین ببرم وصلش کنم مادرشوهرم گفت ببر میخوام چیکار ، سینی رو اورد ولی دستگاش تو کمد بود گفت یه روز دیگه ببر
دیگه بعد از چند وقت شوهرم بهش گفت دستگاه رو بیار تا ببرم ، نمیدونم کسی تو گوشش خونده که چرا رفتی دادیش یا حالا هرچی، انگار زیاد راضی نبود گفت تو کمده حالا هروقت خواستی وصل کنی بهت میدم
دیگه همین چن روز پیش بازم گفت ببرمش پدرشوهرم خنده خنده حرفشو زد که اگ بردیش امانته هروقت خواستیم باید بیاریش من خیلی بهم برخورد
دوباره دیشب گفتم بگو بیار تا ببریم گفتم ببینم میخوان بهونه بیارن که پرتش کنم همینجا نبرمش یاچی،
بازم پدرشوهرم گفت خودم میخوام وصلش کنم ببینیم اخبار چی میگه خیلی جدی داشت میگفت سینی رو پس بیارین تا خودمون وصلش کنیم .من دیگه داغ کرده بودم که چرا این همه سال نیازش نداشتن حالا که ما میخواستیم وصلش کنیم یادشون افتاد.گفتم په این چند سال دادین من ازش مواظبت کنم یاچی؟لحظه اخری که میخواستیم بریمشوهرم گفت دیگه ببرمش یا خودتون میخواینش؟ گفت ببر تا فعلا اوضاع کشور آروم شه!!!!!
یعنی با این حرفشون خواستن بگن یه وقت دست نزاری روش امانت پیشتونه.منم رفتم تو ماشین وقتی شوهرم آوردش گفتم ماهواره میخوای چیکار من که دوس ندارم بقیه شبکه هاش وصل بشه بخاطر دخترم توهم چیکار به اخبار داری ، نخواستیم برو پسش بده.بردش گذاشتش داخل گفت نمیبریم بعد نوه ش دنبالمون اومدن که ببرینش منم داغ کردم گفتم بهشون بگو گرونه حیفه بزارین تو کمد بمونه!!!یعنی یه حالت قهری باشون دارم الان. حالا نمیدونم پشت سرمون چیا میگن
ولی من از این طعنه ای که بهشون زدم احساس میکنم انتقام گرفتم بنظرتون خوب کاری کردم یا اشتباه کردم بهشون فهموندم بهم برخورده؟!!