دخترم 23سالمه مجردم
تنوع طلبی ک نمیشه بهش گفت، یجوریم ک اگه عاشق طرفم هم باشم، وقتی یه نفر جدید میاد درخواست ازدواج یا آشنایی میده شک میکنم به اون عشق انگار چشمام باز میشه و عیباش میبینم
میبینم بدرد من نمیخوره فقط وابستش بودم از ترس تنهایی باهاش موندم
سه ساله باهمیم، الان شک کردم به اینکه باهم خوشبخت میشیم یا نه، من میترسیدم که هیچوقت اونی ک میخوام پیدا نکنم برا ازدواج الان ک پسرای خیلی خوب میان سمتم میگم چرا باید باهاش بمونم اونم قراره بیاد خواستگاری اما شرایطش بده
خیلی مشکلات داره تو زندگیش میدونم اگ منم ولش کنم داغون میشه شرایطش هم خوب نیست ک باهاش ازدواج کنم
نمیدونم چیکار کنم از یه طرف عذاب وجدان، از یه طرف حس دل زدگی دارم
از خودم متنفرم چرا وقتی با یه نفر جدید آشنا شدم دیگه هیچ عشقی برا اون نموند تو دلم... فک کنم دختر بدیم
اگه واقعا اونجور ک میخوام بود به کس دیگه حتی فکر هم نمیکردم ولی نیست، تقصیر خودش هم نیست