ببین من خیلی مشکل داشتم،سال های سال فقط داشتم زجر می کشیدم،بی وقفه،یه چیزی میگم،یه چیزی میشنوی.😪
خلاصه اینقدر زجر کشیدم که فکر کنم تمام بدهی هایی که به دنیا و زندگی داشتم،همش پاک شد.یعنی انگار ،زمان باید می گذشت،تا من به وسیله زجر کشیدن،بی حساب بشم،با دنیا.
منم خیلی همزمان رو خودم کار کردم،سعی کردم صادق تر بشم، به بقیه بدی نکنم،اگه کسی در گذشته بهم بدی کرده،ببخشمش
(این یه قلم سخت ترین کار بود)
خلاصه به قول معروف پوست انداختم دیگه.
به نظرم صبر و کار مثبت کردن و کار منفی نکردن و امید به آینده خوب داشتن،راه حله این وضعیتته.