واقعا چرا مامان بابام باهم مشکل دارن همیشه هوای مامانمو داشتم همیشه پشتش بودم حتی با بابام دعوام کردم به خاطرش کتک خوردم اما بازم الکی باهام قهره داداشم ازدواج کرده هر وقت مامانم به خاطر بابام بهش گله میکنن میگه به من ربطی نداره اما من همیشه سعی کردم پشت مامانم باشم تا حد توانم اما همیشه مامانم اونو دوست داره من ۱۷ سالمه بابام از یه طرف مامانمم اینجوری دیگه واقعا اعصاب نمونده برام تو تاپیک قبلم گفتم دیشب به خاطر مامانم با بابام دعوام کردم اما الان مامانم با من قهره
عزیزدلم الان چون سن تون کمه فکر میکنین پدر و مادرتون خیلی آدمای مهمی هستن و خواستن یا نخواستن شون مه ...
ببین من ادمیم که حق بیرون رفتن از خونه ندارم فقط مدرسه تو مدرسه ام رابطه خوبی با بقیه ندارم حداقل دلم میخواد مامانم منو دوست داشته باشه من دارم تو دعوای این دو نفر له میشم همیشه پای درد و دلای مامانمم اما از دیشب که حالم خوب نیست به جای اینکه بیاد بگه چه مرگته باهام قهره چون به حرفش گوش نکردم گرد گیری کنم برام نت نمیگیرن دو روزه