با برادر شوهرم تو ی ساختمونیم خودشو شوهرم شریک کاری هستن شوهرمم از این ادمهایی هست ک وابسته ب خانوادشع و ب حرف خانوادشه تو زندگیمون خیلی دخالت میکردن منم اینقدر ساز جدایی زدم ک شوهرم الان داره ی خونه جدید میسازه تا سال دیگه درست میشه ما میریم حالا جاری منو ک میبینه سر سنگین با من برخورد میکنه منم کاریش ندارم اصلا شاید بعضی وقت ها همو ببینیم اصلا خونه هم رفت امد نداریم همو هم میبینم در حد سلام علیک ن بیشتر نمیدونم چرا بدم ازشون میاد چون خیلی دخالت کردن تو زندگیمون حالا دخترش چند روز دیگه فارغ میشه بچش دنیا میاد نمیدونم چی کار کنم برم یا نرم چون پیش ما رسمه یکی بچش دنیا میاد باید براش هدیه ببرن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.