خیلی وقت ها فکر میکنیم اگر کار خیلی خطا و اشتباهی کردیم باید به خاطرش خودمون رو سرزنش کنیم و مدام به خودمون شرم بدیم.
بیاید یک مروری داشته باشید روی هر مسایلی که به خاطرش خودت رو سرزنش کردی؟ آیا درست شده اون رفتار؟ اون مساله حل شد؟
شاید در کوتاه مدت هم ادم رو تکون بده ولی در نهایت ادم فقط پر از شرم میشه و خسته و ناامید.
خودسرزنشگری مثل یک باتلاق هست که هر چی توش دست و پا بزنی که بیای بیرون، بیشتر تو گل و لای فرو میری و خسته تر و ناتوان تر و فرسوده تر میشی و همه چیز سخت تر و گره ها کور تر میشه.
پس به جای خودسرزنشگری سعی کن اون مشکلت رو درک کنی بفهمیش برای چی این اتفاق افتاده و اگر خودت نمیفهمیش از یک متخصص کمک بگیر.
و نکته مهمتر هم اینکه وقتی کسی یک خطای سنگین میکنه بدترین کاری که میتونید در حقش انجام بدید و تمام درها رو به روش ببندید و بیچاره اش کنید این هست که سرزنشش کنید.
چه اشتباه در تصمیم گیری های خودمون و دیگران باشه چه ارتباط اشتباه چه اهمالکاری خیانت یا هر چیز دیگه ای
تنها چیزی که گره رو باز میکنه این هست که بدون سرزنشگری جرات نگاه کردن به خطامون رو داشته باشیم تا بفهمیمش با فهمش میتونیم سربلند بیرون بیایم.
به جای تخریب دست هم رو بگیریم
قضاوت و مکافات کار خداست اونها هم چون خودش از همه چیز اگاهتر و داناتره.