هیئت بودیم یه لحظه گفتم بیا تد حیاط اونم ناراحت شد ک چرا گفتی و انقدر دعوا کرد تو کوچه منو زد انقدر بد بود بعد گفتم بریم حرم خوب شیم گف تو بی دینی حرم براچی بری..
عجب اگر تو بیرون دعوا کرده خیلی بیشعور ولی کم باهاش برو بیرون
❤ حلقه بر در می زدم تا نیمه شب در وا نشد ، جستجوی یار کردم آن صنم پیدا نشد ، پاسدار شب بیامد هر دودستم را ببست ، ای خدا هیچ عاشقی مانند من رسوا نشد ، ( قلب المومن عرش الرحمن ، قلب مومن عرش خداست ، آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ، آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند ، لا تنسی ذکرالله 💓 یاد خدا را فراموش نکن