هربار تصمیم میگیرم قیدشون را بزنم و فقط سلام خدافظی کنم و بس ، باز دلم رحم اومده . چیکار کنم رحم نیاد ؟ از یه طرف فقط دست بگیر دارن از طرف دیگه طلبکار
مثلا یکی از بچه هاشو نگهداری میکنم چند ساعت گاهی تا برن به کارشون برسن، بچه اش که باید کلی خرجش کنم از جیب خودم آخر میره میگه هیچی برام نمیخره سینما و خوراکی و اسباب بازی و ...
مادرش هم تشکر که نمیکنه بعد میگه چرا بچه ام را با تاکسی نبردی و آوردی خسته میشه دبستانی هستن . چرا به بچه ام ضد آفتاب نزدی ؟
چرا گوشت و مرغ جلوشون نذاشتی معمولی گذاشتی
میگه آدم شوهرام اصلا محبت ندارن نمیان یه بشقاب غذا به من که حامله ام بدهند . لیاقت منو ندارن
خب دیگه چیکارت کنم من آخه ؟ تو برای ما چیکار کردی آخه مگه ؟ 🥲
باباشون هم که طرفداری خانواده اش را میکنه ،