متاسفانه متوجه شده بودم که همسرم تریاک کشیده چند بار وقتی هم سر مچشو گرفتم زیر بار نرفت که دچارش شده گفت که تفریحی بود اما من باور ندارم هفت روز خونه پدرم بودم اینقدر خانوادهاش رفتن و اومدن تا آشتی کردن و با این شرط برگشتم که بری محضر تعهد کتبی بده که اگه من کوچکترین چیزی ازش فهمیدم به راحتی بتونم جدا بشم الانم اومدم سر خونه زندگیم بچهام ندارم متاسفانه بسیار عاشق زندگیم و همسرم هستم فقط خیلی دودلم عقلم میگه کار بدی کردی و روحم جسمم قلبم میگه نه این زندگی ارزش جنگیدن داره دما خطا میکنن از وقتی هم که برگشتم رفتاراش تغییر کرده خیلی بهتر از قبل شده هرچند که قبلاً هم محترمانه بام رفتار میکرد اما الان خیلی بهتر شده و خیلی کم از خونه بیرون میره