2777
2789

متاسفانه متوجه شده بودم که همسرم تریاک کشیده چند بار وقتی هم سر مچشو گرفتم زیر بار نرفت که دچارش شده گفت که تفریحی بود اما من باور ندارم هفت روز خونه پدرم بودم اینقدر خانوادهاش رفتن و اومدن تا آشتی کردن و با این شرط برگشتم که بری محضر تعهد کتبی بده که اگه من کوچکترین چیزی ازش فهمیدم به راحتی بتونم جدا بشم الانم اومدم سر خونه زندگیم بچهام ندارم متاسفانه بسیار عاشق زندگیم و همسرم هستم فقط خیلی دودلم عقلم میگه کار بدی کردی و روحم جسمم قلبم میگه نه این زندگی ارزش جنگیدن داره دما خطا میکنن از وقتی هم که برگشتم رفتاراش تغییر کرده خیلی بهتر از قبل شده هرچند که قبلاً هم محترمانه بام رفتار میکرد اما الان خیلی بهتر شده و خیلی کم از خونه بیرون میره

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بچهها ۴ روز برگشتم این چهار روز خودش هیچ حرفی از محضر نزده دو روز پیشم بهش زنگ زدم بیا بریم محضر کتبی بدی البته فکر کنم باید بریم دفتر اسناد رسمی گفت خیلی خستم و امروزم قطعاً کارم طول میکشه نمیدونم چیکار بکنم فکر کنم دفتر اسناد رسمی تایم صبح هستش همسرمم همیشه تا بعد از ظهر سر کاره

خوبه طلاقی نشدی خیلی سنگینه حسش

من از رفتن ترسی ندارم خونم هست ماشینم هست شغلم هست درآمدم هست پس اندازم هست و واقعاً ریسک کردم که برگشتم ریسک کردم که حتی ممکنه با این آدم بچهدار بشم چون تا حالا سه بار توی این ۵ سال سر مچش رو گرفتم هر سری هم نتونستم ثابتش بکنم که همیشگی هست و متاسفانه ثابت شده که تفریحی بوده هم تو پیام پیگیریهایی که کردم از گوشی و رفیقا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز