منوهمکارم که اقاست یه مدت رفیق شده بودیم ولی بعد حس کردم بم نظر داره ولش کردم و باهم بحثمون شد و دیگه حرف نمیزنیم حتی سلام نمیدیم به هم بعدش میاد اتاقم قهوه میزنه قهوه تموم شده بود منم یکم قهوه اسیاب شده داشتم کنار گذاشته بودم بدون اینکه خرفی بزنم اونو دادم بهش اونم گرفت و چیزی نگفت بعدش پشبمون شدم کفتم عجب حیوونیه ختی یه تشکرم نکرد