چند گزینه به ذهن میرسه . دحتر قصه ما نگزان جهبریه ش هست
۲ . فکرش اینه از این گرگ جدا بشه دیگه شوهر گیرش نمیاو
۳.واقعا دیوونه وار این روانی رو دوست داره موقع
۴.هیچ کس مث این دو نفر همو دوست نداشتن تا اینکه پسره رفت شهره و یه چیزی باید رتبطه اربتب و برده تی رو دوست بز،و،،
۵. کسی گزینه خواسی به ذهنش میرسه بگه
۶. شما بگی ز ۴