پریروز توی یه کوچه داشتم میرفتم سرکار
یه ماشین جرثقیلی از توی یه کوچه فرعی عقب گرد میومد داخل همون کوچه که من می رفتم وایسادم ببینم چه میکنه بهش نخورم
همینطور عقب عقب اومد هر چی بوق زدم نمیشنید
یه مرد اونجا بود دوید زد به ماشین وایساد یه کوچولو سپر جلو خورد
اعصابم خورده از اونروز هی میگه کاشکی دنده عقب می گرفتم نمیخورد حالا گیر شوهرم نبودم