خودش ازدواج کرده یکی دو سالی میشه خیلی هم پولداره باباش کارخونه داره خودش بعضی وقتا میره کمکش
خوشگل بود از قبل ولی چنتا عمل و ژل زده و خیلی خوشگل تر شده هر روز هم ب گردش و سفرای لاکچری شوهرش هم استاد دانشگاهه
هر وقت باهام حرف میزنه همش بهم میگه با دوستات میری بیرون ؟ دوس پسر نداری ؟ با پسرای دانشگاهتون حرف میزنی ؟ با دوستات تولد میگیری ؟ نمیدونم بعد کلاسا چیکا میکنین با خودم میگم مگه من چی دارم ک این اینجوری میکنه یه سری بهش گفتم فعلا تا دستم تو جیب خودم نره نمیخوام ازدواج کنم الان همش بهم تیکه میندازه ، ب زور هم ازدواج نکرده ک بگم مجردی نکرده واقعا رفتارش برام عجیبه