من متاهلم . عاشق همسرمم ولی هرازگاهی که میریم بیرون دخترارو میبینم با جماعت پسر تو سن کم بیرونن و کلی دارن تجربه جدید کسب میکنن حسرت میخورم
اون زمان خیلی از اینکه از پسر اسیب ببینم میترسیدم. هیچوقت به جنس مخالف جز ازدواج فرصت ندادم. نه فقط جنس مخالف بلکه پارتی و شیطنت جوانی نکردم.
الان که نگاه میکنم عقب میگم چقدر احمق بودم میتونستم همشونو به چشم تجربه ببینم و به پسری دل نبندم و فقط خوش بگذرونم
از این دراماهای حوانی داشته باشم که تا عمر دارم با ذهنیتش عشق میکنم. ولی ندارم.
دوست دارم وقتی برگشتم بیشتر با این قشر بی کله جامعه بگردم. بیشتر تو این اکیپ های دخترای قری که هردفعه با یکی زیدن باشم. ولی در اخر بیام با همسرم ازدواج کنم😂 نمونه این مرد پیدا نمیشه اصلا