ببین مادرم میخاد عمل بلفاروکنه من براش دکترپیداکردم باهم رفتیم لباس خریدیم
ولی میگه بایدباهام بیای بریم دکترارونگاه کنیم اونم رفتم
ولی بازمیگه شماهابه من اهمیت نمیدید مردم هرجامیخان برن دختراشون باهاشون میرن اما من تنهامیرم
من برمم غرمیزنم ولی میرم بیشتروقتا
اما من خاستم برمسونو سینه(سینم توده خوش خیم داره هر۶ماه میرم چکاپ) من پراز استرس اماهمراهم نمیادمیگه خودت برو تو بودی ناراحت نمیشدی نمیخامم دوستم بفهمه بگم بیادپیشم امامن همیشه همه جابودم براهمه اما خودم همیشه تک بودم