کاملا میفهممت
ده سال گذشت از ازدواجم
اصلا نتونستم هضم کنم که راهم دوره
زندگیم انگار موقتیه
حالم از راه دور بودن، تنهابودن و تنهابودن و تنها بودن بهم میخوره
الانم دارم میرم پیش خونوادم میخوام بمونم حالاها
برامم مهم نیست شوهرم چی میخواد بخوره چیکار بکنه
چون دیگه واقعا خسته شدم