2777
2789
عنوان

هیچ وقت فکرنمیکردم

88 بازدید | 0 پست

یه روزی ببینمت ونشناسمت من لحظه به لحظه ثانیه هایی که باهات زندگی کردمویادمه ولی چیشدکه امروزبااینکه باهات چشم توچشم شدم نشناختمت؟

فقط توذهنم همش ازخودم میپرسیدم این کیه که زل زده به بچم وقتی رسیدم خونه یادم اومدمن بااون چشماکه زل زده به بچم زندگی کردم همون چشمایی که وقتی اولینبارسرتوازتوگوشیت آوردی بالاونگام کردی ومن تودلم گفتم خدایاچی میشه این پسرمال من بشه اونروزمردم برات بعداخودت گفتی توام که اون روزبراباراول منودیدی تودلت گفتی خدایااین دختروبده بمن امروز وقتی اومدم خونه وشناختمت میدونی یادچی افتادم؟اونروزکه اومدی خونه وگفتی هادی وزنش بخاطربچه دارن جدامیشن یکم بعدشم گفتی خیلی سخته آدم زنشوتوخیابون بابچه یکی دیگه ببینه آدم حس مردن میگیره

توامروزمنوبابچه ی یکی دیگه دیدی

نمیدونم چرانشناختمت امکان نداشت من بتونم فراموش کنم اونم کسی روکه یه روزی بین رگای قلبم نفس میکشیدوتوتک تک سلولای تنم زندگی کرد

🤪

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ی حس ششمی بیاد

hani_442 | 13 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز