خواهرش گفت ب فامیل میگم دوست منی بلند شو بیا سفره صلوات
اقا خود مامانش منو میشناسه
قراره بیان خاستگاری و...
زنگ زد مادرش گفت زودتر بلند شو بیا ببینی چیکارا مبکنیم و..
منم رفتم
دیروز ساعت ۱۲ ظهر رفتم
شروع کردیم هزارررررر نوع چیز میز درست کردن😐
هی عمه هاش اومدن
خاله هاش
عروس دایی باباش
ببین یه کساییییی اومدن خونشون کمک
که من اصلا تو فامیل خودم نمیدونم همچین کسایی هستن
شدیم ۸۵ نفر فقط برای کمک😐
بعد من هی سکته😂
کل فامیل ما ریزززز و درشت با هفت پشتمون ۵۰ نفرن😂
هر کی میومد هی بلند شو بشین سلام علیک
بعد به دست دادنم رضایت نمیدادن که
تا ۳ تا ماااچ ابدار نمیکردن ول نمیکردن😂😭
شب شد ساعت ۸ شب همه اومدن برا سفره
شدن ۲۵۰ نفر😐
دورررر تا دوررررر خونه مهمون
(حساب کردم ۲۵۰ نفر هر کدوم ۳ تا بوس کردنم شده ۷۵۰ تا بوس)🙂🤣
واقعا تو شوک ام
عادی ترین مهمونیاشون انقدر جمعیته...
من ابداااا حوصله بشور و بسلب و بپز برا این حجم و ندارم به خدا
اومدم خونه به رلم هم گفتم....
گفتم به خدا کم مونده بود گریه کنم
من حساسم یا واقعا اذیت کنندس؟