چرا؟ چون مادر من یه آدم وسواسی هستش از طرفی مادربزرگم مریضه زن دایییم داشته لیوانشو میشسته مادرم گفته لطفاً ریکا هم بزن زنداییم چون ظرفا رو میگیره زیر آب میذاره سر جاش
در این حده که میاد خونه ما کار نمیکنه خونه خودشم میریم مهمونی مثلاً یک بار در سال خودمون سفره میندازیم جمع میکنیم میشوریم
این همه مامانم بهش محبت کرد بچهشو چپ و راست برد مدرسه آورد
صرفاً به خاطر یه حرفی فیس فیس کرده
مادر من بهش زنگ زده جوابشو نداده
مردم شانس دارن ما هم شانس داریم
مادر من میرفت اینو میبرد مدرسه میآورد در حالی که خودش مینشست تو خونه برای این نون میگرفت میبرد