از دوستام خداحلفظی کردم بعدش از اون ور خیابون میخوام بیام این طرف که از مدرسه بیام خونه پیرمرده خرفت زشت وسط بلوار میگه دستتو بده بهم که ماشین بهت نزنه هرچی میگم مرسی خودم هرروز میرم باز ول کن نیست آخرش رفتم ۱۰۰متر اونطرف تر که ازش دور بشم بعد خودم رفتم..بخدا اعصابمو بهم ریخت پیرمرد مزاحم🤨🤨🤨