خواهش میکنم🪻
تا جایی که تجربه دارم میتونم راهنمایی کنم و دنبال راه حل از لحاظ روانشناسی بودم.
متاسفانه هر چی بررسی کردم و اطلاعات جمع کردم دیدم هیچ درمانی نداره، چون اولین اصلا درمان پذیرش بیماریه که خودشیفته خودشو بالاتر و عاقلتر و سالمتر میدونه و نمیتونه این ضعف رو قبول کنه.
اون حتی از واکنش منفی هم تغذیه میکنه یعنی فکر نکن بحث و جدل اونو سر عقل میاره یا قانع میکنه برعکس لذت میبره از اینکه میتونه رو اعصابت کنترل داشته باشه و میتونه واکنش بگیره یجورایی حس سلطه و کنترل داره.
اینکه میترسی تنها باشی ممکنه یکی از علتهاش اینکه خودشیفته اینو تو فکرت کاشته که اگه نباشه تو هیچی نیستی و تنها میمونی
فقط بدون دستکاری روانی و فرافکنی زیاد داره و اینم نشونه اشه اون از نداشتن منبع تغذیه اذیت میشه، مثل یک سیاه چاله است که فقط میخواد انرژی، زمان، حال و آینده، پیشرفتت، راحتیتو ببلعه.
یکاری میکنه به همه شک کنی که نیت پنهانی دارن ولی دلیلش اینکه اون خودش نیست پلیدی داره.
زیر ماسک خودشیفتگی هیچی نیست، حتی یک توده یا گرد و غبار. برای همین میخواد با تسلط روی تو حس ارزشمندی و کنترل داشته باشه، برای همین درمان نمیشه چون هیچی پشت نقابش نیست.
خودشیفته احساساتش مثل یک بچه است که رشد نکرده و غیر منطقیه.
امید به درمانی نداشته، وقتی مظلوم بازی درمیاره دلسوزی براش نکن ، وارد بحث نشو، وارد اینکه ثابت کنی که حق باهاته و اون بده نشو، دنبال بهونه نباش که اگه بهونه بخوای اون تو رو مقصر میکنه و خودش قربانی. و اصلی ترینش روشیه به اسم تکنیک سنگ خاکستری. تو این روش مثل سنگ میشی بدون هیچ واکنشی.
اوایل اینو ببینه از هر روشی مثل محبت تهدید خشم ناراحتی گریه از هر چی استفاده میکنه مثل قبل مطیعش بشی بعد برگردوندتت روبراه مثل قبل میشه. اگه بتونی از این مراحل بگذری خودشیفته خودش ولت میکنه.ممکنه دوباره برگرده ولی تو باید محل نذاری.وقتی نتونه ازت تغذیه کنه ولت میکنه.
ولی این روشها برای جدایی از خودشیفته است و اگه ترکش کردی باید بعد از طلاق no contact باشی.هیچ اطلاعاتی ازش نگیری، هیچ اطلاعاتی بهش نده، دسترسی بهت نداشته باشه.خط تو عوض کنی و از این قبیل کارها.
نمیتونی باهاش کنار بیای چون اون نمیتونه آرامشو داشته باشه، نمیخواد داشته باشه هیچوقت، برای همین نمیتونه بهت آرامش بده.
من به سختی جدا شدم فقط چهار ماه باهاش آشنا شدم و آسیب سختی دیدم شما باهاش زندگی کردی برای شما سختتر و آسیب پذیرتره ولی باید بتونی حتی تنهایی موندن در آینده رو قبول کنی و بخاطرش بهش باج ندی.
اون از همین استفاده کرده که نگهت داره.
من بعد چهار ماه برگشت ولی با اینکه عشق اولم بود برنگشتم چون این آدما ماهیتشون نابودگره.الان حس آزادی دارم.از اون همه استرس و فشار رها شدم.راه و زندگی خودمو میرم.
فقط یکسال اول سخته، و بدون تنها نیستی، خدا هست، خوبم هست