2777
2789

موقع زایمانم بهم کمک زیاد کرد و کنارم بود.

ولی دقیقا از روزی که مرخص شدم نه نگاهم میکنه ن محبتی نه چیزی.حتی میاد خونه نمیاد تو اتاق ببینه زنده ام یا مرده

شما هم باشین ناراحت میشین؟

میدونم درگیری فکری مالی داره.میدونم دوروز کلا از کار افتاد ب خاطر زایمان.و اینم میدونم که خیلی سرمای وحشتناکی خورده که دکتر اصلا گف نزدیک منو بجه نشه که بچه نگیره.

ولی ی پیامم نمتونه بده.

خیلی امشب از دستش گریه کردم.ی عالم سردرد شدم

اگر گریه م الکی بوده بهم بگین حساس شدم.وگرنه بهم بگین چطوری بهش بگم از کاراش ناراحت شدم.

حتی قبل زایمان بهش گفتم فلان چیز هارو بخر لازمه مثلا فلان گوشت.دوسه بار گفتم گفت باشه بعدم احتمال میدم یادش رفته باشه.

دیگه بدم میاد بهش بگم.

کارم اشتباهه؟

زندگی بهم ثابت کردهیچ چیز از هیچ کس بعید نیست🥺💔😓

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

حساس شدی عزیزم بعد زایمان کلا روان آدم بهم میریزه طبیعیه

واسه چند لحظه آرامش اومدم اینجا و در نتیجه حوصله بحث ندارم .شما درست میگی تمام !           اگه امضام رو خوندی و دوباره ریپلای زدی یعنی مشکل داری خودتو ب دکتر نشون بده

نه شما حساسین با توجه به شرایطی که تعریف کردین.ادم بعد زایمان برای هر چیز الکی گریه میکنه

علامه طباطبایی : ابد در پیش داریم،،،،،برای زندگی دیگران فرشته باشیم😇 نه شیطان😈 ، در پس هر مشورت و نظر ما پشت گوشی ها و در فضای مجازی یک انسان سرشار از احساس نشسته و یک زندگی واقعی داره که با یک جمله یا حتی یک کلمه ما ممکنه تصمیم مهمی بگیره ، سبب از هم پاشیده شدن یک زندگی 💣، از بین رفتن عشق یک زوج 💔، ساختن روزهای تلخ بچه های یک خانواده آسیب دیده 😭 نباشیم.ما نظری میدیم و رد میشیم و به زندگی خودمون میپردازیم یک انسان میمونه و تجزیه و تحلیل حرفهای ما....اشک ها ، شب بیداری ها و تصمیمات مهم.خداوندا مرا آن ده که آن به💫 

شیرینی این روزها رو با این فکرها برای خودتون و همسرتون تلخ نکنید اون بنده ی خدا هم کلی فکر و گرفتاری داره اضافه شدن یه نفر جدید به جمع خانوادتون فکر اینده اش مشکلات مالی که همه الان درگیرش هستیم و...


نمیدونم حتما خودت بهتر میفهمی تغییر کرده یانه ولی منم بعد از زایمان هی گیر دادم ک کمتر توجه میکنی خواهرام ک بودن میدیدن و مراقبت اومده بودن میگفتن تو خیلی حساس شدی اون از قبلم خیلی بیشتر شده توجهش الان ک شش ماه گذشته فک میکنم میبینم اره مشکل از من بود

حساس شدی عزیزم بعد زایمان کلا روان آدم بهم میریزه طبیعیه

چیکار کنم.

میبینه کسی دورم هست ک ب کارام رسیدگی کنه از خانوادم.کلا ولم کرده

زندگی بهم ثابت کردهیچ چیز از هیچ کس بعید نیست🥺💔😓

نگا تو حق داری اونم

بخاطر تو بچه چون مریض نمیاد

اون پیام نداد

تو بده

بگو دوست دارم دلتنگتم

یادت رفت بخری

گریتم بکن

ولی سیع نکن او فاصله داد تو فاصله رو بیشتر کنی سیع کن کم تر کنی

میدونی کجا فهمیدم خیلی تنهام .... من میترسیدم از سزارین گفت توبیا سزارین شو خودم مرخصی میگیرم مراقبت میکنم. مرخصیم گرفت دوهفته ولی همون روز بعد از عمل که داشتیم میرفتیم من بزور راه. میرفتم حتی نفسم قط میشد قدم برمیداشتم دیدم همشون از جلو رفتن تو سالن بیمارستان من تنها شوهرم دخترمون گذاشته بود تو کریر از جلو رفتن منم نمیتونستم نفسم قط شده بود بزور خودم رسوندم ب ماشین اون لحظه فهمیدم که چقدر تنها و بدبختم

هرچی تو دلم حس کنم بهت میگم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز