همونیم که شوهرم فحاشی بد کرده بود بخاطر خرجی
اون یکی تاپیک تعطیل شد وگرنه انقدر پیاماتون رو میخوندم که جلوی خودمو بگیرم و جوابشو ندم
امروز از صبح با گوگل میت زنگ زد و چند بار ایمیل زد و آخرش متوسل شد به مامانش زنگ من بزنه منم به مامانش گفتم اینترنتم قطع شده نمیتونم وصل بشم که مامانش در جریان نباشه
برای منی که همیشه خیلی سریع آشتی میکردم خیلی سخت شده میشه باهام حرف بزنید یکم آروم بشم یا درخواست بدید باهاتون حرف بزنم که از سر فشار جوابشو ندم
امشب پیام داد که ببخشید فشار دوری روانیم کرده و انتظار داری بد حرف بزنی من چیزی نگم میخوای بمیرم راحت بشی؟
بعد جواب ندادم باز پیام فرستاد میل خودته میوه خراب نیستم رو دستت مونده باشم فرصت دادن به تو اشتباه بزرگ کنه فکر نکن همیشه قراره نباشی و کسی جات نیاد
منم گفتم فقط ارزونی بقیه
جلوی خودمو گرفتم که هیچ جوره آروم نشم و دوباره گول آروم بودنشو نخورم