واسه ازدواج پا پیش میزاره تا مراسم خواستماری ام میاد و یهو دلسرد میشه
واسه خودم نمیگم خواهرم بنده خدا این اتفاق برلش افتاده کارفرماشون اومد خواستگاریش و یه جلسه معارفه زنونه رفتند مادرا و خواهرا باهم حرف زدن دوتا سوتی فقط مامانمو و آبجیم دادن اینام دیگه رفتن پشت سرشونم نگا نکردن ..خواهر من هنوز پسره رو میخواد ولی پسره انگار خوانوادهش منصرفش کردن خیلی خواهرم غصه میخوره افسرده شده چیکار میشه کرد 😢
مشاوره ام گفته نباید دیگه همدیگه رو ببینید برو ی جای دیگه سرکار ولی خواهرم قبول نمیکنه میگه کجا رو پیدا کنم بعد دو سه سال کارکردن پسره ام گفته بهش من شما رو از دست نمیدم ب راحتی
اینم بگم پسره دو سال کوچیکتره