هر روز صبح تا شب از تمام نوه ها نگه داری می کنه
شش صبح میان آخر شب میرن
دو تا از دختراش سر کار میرن
دختر بزرگش سر کار نمیره
پسر دختر بزرگه امتحان ریاضی داشت
گفتم اگه اشکالی داشتی بیا از من بپرس
یکهو مادربزرگه گفت مادر خودش زبان خونده زبانش عالی بوده
به خاطر بچه هاش نرفته سر کار
اولا بچه ها که همیشه خونه ی مادربزرگه هستن چه مادره خونه باشه چه نباشه
بعد تو چجوری نوه های اون دختر شاغل را داری نگه میداری
حتی پنجشنبه جمعه و اعیاد رسمی و روزهای تعطیل
خوب بچه های این هم نگه دار تا بره سر کار
بعد هم زبان چه ربطی به ریاضی داره؟
حالا خواستم بهش محبت کرده باشم چه بی ادب جواب داد
باز خوبه به خاطر بچه هاش نرفته سر کار که همیشه بچه هاش خونه ی مادربزرگ هستن اگه سر کار می رفت چی می شد
انگار تو وزارت خارجه شغل معاونت وزیر براش بوده و نرفته
همه می دونن الآن اکثر تحصیلکرده ها شغل ندارن