من با پسری ازدواج کردم که پولداره . خانوادش موفق و تحصیلکرده هستند .
مدام به خانواده خودم نگاه میکنم هزار تا سوال تو مغزمه
چرا عمه من باید زندگیش انقدر فقیرانه باشه بعد عمه های اون بهترین شهر کانادا و المان و.. زندگی کنن
چرا عموی من باید مریض باشه ولی اون..
چرا بابام باید تا این سن یه حقوق بازنشستگی نداشته باشه ولی بابای اون بالای 200م درامد داشته باشه
چرا مامانش فلان
خستم از فکر و خیال
دلم برا خانوادم میسوزه
دلم برا خواهرم میسوزه ک چندساله پشت کنکوره هیچ حمایتی نداره و مریضی افسردگی گرفته
دلم برا مامانم میسوزه ک زوری ب بابام شوهرش دادن
چرا مادربزرگ من سواد نداره ولی مادرزرگ اون دکتره
من حتی اردو نمیرفتم خرج بابام بیشتر نشه ولی اون 12سال تحصیلی غیرانتفاعی میخونده
خوشبحالش
زندگیش خیلی خوب بوده
دلم برای همه اطرافیانم میسوزه
با اینکه شوهرم خیلی خوبه
ولی ..