دیگه رد دادم روانی شدم دیوانه شدم از اشپزی شام ناهار کوفت زهر مار دیگه نمیدونم چی بپذم به شوهرمم هروقت میگم میپرسم میگه نمیدونم خب زهر مار بخدا ب خودم باشه با یه نیمرو راضیم این مردا هی باید برنجو هزار زهرمار درست کنی از وقتی باردار شدم حالم بد میشه از بو غذاهامم مزه زهر مار میده بی مزه شدن