خواهر شوهرم و دایی شوهرم امروز پاشدن رفتن پیش وکیل من گفتن بیاد توافقی جدا بشه
بهش ی سکه میدیم ۲۹ تای دیگرو ببخشه
شوهرم گوشیمو ک بابام خریده بود نزدیک ۲۰۰ بود دزدید ازم
خودشم نمیدونم کجاست ولی بهم زنگ میزنه چکد روزه
و خبر ندارم خودشم میدونه اونا رفتن پیش وکیلم یا نه
بعدم اینکه جهیزیه مو زدن زیرش و گفتن حیلی از چیزایی ک تو لیسته رو نیاورده!!
کلا ی هفته زندگی کردیم بدون عروسی بعد سه سال ک نیم عقد
و منو مجبور کرد مهریمو ببخشم ک ببرتم سر زندگی مهریم ۲۱۴ تا بود بخشیدم موند ۳۰ تا سکه
بعد خودشو زد دعوای الکی زاه انداخت منو از خونش انداخت بیرون
ازدواجمون سنتی بود خودش دیه بوو پسندیده بود
دوس ندارم توافقی جدا بشم
خودشم درخواست طلاق داده البته
موندم توافقی برا چیشه دقیقا
و اینکه دادگاه ۳ تا سکه پیش قسط بریده براش ولی نمیده فراریه کارشم سیاره هیچیم ب اسم خودش نمیکرد
خواهرشوهرمم از من کوچیکتره تا مرز طلاق رفت ولی از ترس دوباره برگشت
نمیدونم چی از جونم میخوان
داییشم ی دختر دم بخت داره از اول با من بد بود