پریروز دعوامون شد، اولم اون شروع کرد دیگه کلا با من حرف نزد، دیروز صبح پیام دادم عذرخواهی کردم و گفتم به خاطر اونکارت ناراحتم کلا جوابمو نداد، یه فامیلش مسافر بودن شهر ما زنگ زدن که شب میایم خونتون من زنگ زدم بهش یکم خرید نیاز داشتم برا شام گفت من معلوم نیست کی بیام خریدم معلوم نیست بکنم یا نه با بچه راه افتادم تو خیابون خریدامو کردم اومدم خونه شام حاضر کردم این اومد رفت تو اتاق، مهمونا هم اومدن این مثل برج زهرمار بود اصلا با من حرف نزده کلا امروز ناهار بودن رفته بود تو اتاق هر چی گفتم بیا ناهار بخور نیومد سر سفره اونا هم پاشدن رفتن. دلم فقط مرگ میخواد، نمیدونم این زندگی تاوان کدوم گناهمه؟ خیلی خستم، الان اومده انگار طلبکاره غذا گرم کن بیار برام غذاشو گذاشتم اومدن تو اتاق
جان مادر بعد از ۴ سال انتظار آمدی 😍خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس،بزرگترین نعمت و با شکوه ترین لحظات دانستنی.... خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ،بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم ....بگذار آرام باشم ...ب کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی ...فاش میگویم این حس را تاکنون لمس نکرده بودم ...اینگونه عاشقی کردن را خودت ب من آموختی...احساس خودت ب تمام بنده هایت ...آری حس مادری ام را میگویم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.