سلاااام.
پدرم ۲۳ ساله که فوت کرده ولی اصلاااا به خواب من نمیاد.
دروغ چرا منم دختری نبودم که براش خیرات کنم...مثلا درحد توانم همیشه تو مراسمات اهل بیت شریک میشدم.
ولی اینکه مثلا مداوم برا پدرم کاری کنم نه!
خلاصه ی روزی شب جمعه ، با مامانم نشسته بودیم که یهو مامانمم گفت ببین بابات چقدر بیخیال فکره یبار از تو و داداشت سراغ نگرفته:/
صبح شد خالم زنگ که بابام تو خواب دیده کت و شلوار با ماشین شاسی بلند....
چون میگن خواب هر آدمی ممکن از افکارش باشه....
حدود ۲ هفته قبل شب جمعه یهو برای اولین بار برای پدرم سوره واقعه خوندم و بعد گفتم اگه بهت میرسه برو خواب مامانم ولی ی جور که نترسه....مامانم فردا صبح اومد خونه(رفته بود پیش مادرش) گفت آرزو بابات اومده بود به خوابم....بعد انگار داشتیم طلاق میگرفتیم...بابات هم انگار میخواست ازدواج کنه و خانواده دختره اومده بودن از ما تحقیق کنند....بعد میگه آخر خواب دیدم بابات اومده تو خونمون گرفته خوابیده 😅😂
میگم مامان رفته خواستگاری یکی دیگه اومده خونه خوابیده 🫠👌
میگه چی بگم بابایِ تو هست دیگه 😂