2777
2789
عنوان

دگر صبح است💔 شعر

55 بازدید | 0 پست

دگر صبح است و پایان شب تار است

دگر صبح است و بیداری سزاوار است

دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است

دگر صبح است...

دگر از سوز و سرمای شب تاریک، تن هامان نمی لرزد

دگر افسرده طفل ِ پابرهنه، از زبان مار در شب ها نمی ترسد

دگر شمع امید ما چو خورشیدی نمایان است

دگر صبح است...

کنون شب زنده داران صبح گردیده،

نخوابید، جنگ در پیش است.

کنون ای رهروان حق، شبِ تاریک معدوم است.

سفیدی حاکم و در دادگاهش هر سیاهی خرد و محکوم است.

کنون باید که برخیزیم و خون دشمنان تا پای جان ریزیم

دگر وقت قیام است و قیامی بر علیه دشمنان است

سزای ِ حق کُشان در چوبه ی دار است

و ما باید که برخیزیم

دگر صبح است...

چُنان کاوه درفش کاویانی را به روی ِ دوش اندازیم

جهان ِ ظلم را از ریشه سوزانده، جهان دیگری سازیم

دگر صبح است...

دگر صبح است و مردم را کنون برخاستن شاید،

نهال ِ دشمنان را تیغ ها باید

که از بُن بشکند، نابودشان سازد...

اگر گرگی نظر دارد که میشی را بیازارد،

قَوی چوپان بباید نیش او بندد

اگر غفلت کند او خود گنه کار است

دگر صبح است...

دگر هر شخص بیکاری در این دنیای ِ ما خوار است

و این افسردگی، ناراحتی، عار است

دگر صبح است و ما باید برافروزیم آتش را،

بسوزانیم دشمن را،

که شاید هَمرَه ِ دودش رَود بر آسمان شیطان

و یا همراه بادی او شَود دور از زمین ها.

دگر صبح است...

دگر روز ِ تبه کاران به مثل نیمه شب تار است

- خسرو گلسرخی

- ز غوغای جهان فارغ -

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز