آرامش با انتقام گرفتن آرامش نیست ، ارضای هواهای نفسانیه هوای نفسی که دفعه بعد با قدرت بیشتری برخواهد گشت
سعی کن بزرگ منش و با گذشت باشی
دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود من بودم و او بود می بود و سه تاربود و صبا بود و سبو بود من بودم و او بود دامان چمن پر گل و در دامن گلزار من بودم و دلدار مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود من بودم و او بود
مام فامیلمون شب یلدا رو لباسی که یکماه براش ذوق داشتم عکس بگیرم شربت ریخت یه کلمه گفتم کوری جلو چشات ...
فامیل شمارو نمیدونم ولی یکی از بستگان خودم تو عروسی این کار رو کرد شربت ریخت رو لباسم اون از حسودیش این کار رو کرد حتی یکبار هم عذر خواهی نکرد تازه خوشحال هم شد