2821
2789

یکی از فامیلامون خیلی دوسم داشت. اومد خواستگاری.و من ردش کردم. نمیدونم چرا تو تصمیم گیری هام خیلی اضطراب میگیرم از شدت اضطراب رو تک تک چیزهاش شاید باورتون نشه ولی رو انگشتای دستاش هم حساس شده بودم. بعدش چند تا خواستگار برام اومد ولی هیچ کدومش حتی به مرحله راه دادن نرسید. خیلی دلش رو شکستم خیلی امیدوارش کردم اینجا هم ببینید خیلی تاپیک راجع بهش زدم و مشورت کردم. ولی انگار اون تایم بیمار بودم، مریض بودم و خیلی خیلی میترسیدم و الکی رو قیاقش گیر شده بودم.الان خیلی پشیمونم ، امیدوارم خدا منو بخشیده باشه بابت غروری که ازش خورد کردم ، چیکار کنم الان؟ دلم میخواد ازدواج کنم زودتر🥲😭. پشیمونم. پشیمون. فقط از ترس اینکه بعد ازدواج دوسش نداشته باشم و نتونم رد کردم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حتما با یه روان درمانگر خیلی خوب صحبت کن

کسی که بهشت رابرزمین نیافته است،آن را درآسمان نیزنخواهدیافت،خانه ی خدا نزدیک ماست وتنهااثاث آن،عشق است بسترعشق به خدا خدمت به مخلوقش هست.
فایده ش چیه ؟وقتی گذشته و کاری نمیشه کرد.برا ازدواجم دعا کنید خواهش میکنم 💔

برای اون موضوع نگفتم برای خودت گفتم

کسی که بهشت رابرزمین نیافته است،آن را درآسمان نیزنخواهدیافت،خانه ی خدا نزدیک ماست وتنهااثاث آن،عشق است بسترعشق به خدا خدمت به مخلوقش هست.
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز