خواهر شوهری دارم تقریبا یکسال ازمن بزرگتره جدا شده پیش مادرشوهرمه خیلی با من دعوا میکرد وحسودی هروقت با شوهرم بحث میکنم اونم دخالت میکرد ب من حرف میزد حتی چندبارم گفت منتظرم دادششم بفهمه انتخابش اشتباهه همیشه میگه به شوهرم حقنداری بچه داری بشید و.. چند روز بعد نامزدی افتاد مریض نمیدانم حکمت چیه بعد عروسی دوباره افتاد مریض الان ۲ روز فهمیده من باردارم سکوت کرد امشب افتاده مریضی چند بار زنگ زدم به شوهرم رد تماس میزد بعد پیام داد خواهر مریض شده آوردیمش بیمارستان آخه چرا اینکارو میکنه انقدر به من استرس وارد میکنه گناه من چیه