یبار دیدم پهلوش کبوده گفتم چی شده گفت با رضا دعوام شده سر اینکه تو مهمونی لباسم باز بود و زیاد رقصیدم
میگف جلو مردا چرا اونو پوشیدی شب تو خونه دعوا شده زدتش
یبارم سر یه شوخی زده تو صورتش
داشته چت میکرده شوهرش گفته کیه
اینم گفتم دوسپسرم
شوهرشم پاشده زده تو دهنش گفته بار اخرت باشه
گفتم بدنت کبوده شکایت کن
گفتم شوهرمه شکایت کنم احترام بینمون میره
بچه ام نداره
شوعرش پولداره
خیلی مودبه جلوی ما!