من دخترعمم و دختر عموم هم سنیم
از کوچیکی باهم بزرگ شدیم و تقریبا هرکدوم هرکاری میکرد اون یکیم انجام میداد(از حسادت نه ها از اینکه دوست داشتیم مثل هم باشیم)
اما خب گذشت و ماهم بزرگتر شدیم
قطعا هرکدوممون راه خودمون رفتیم و مسیر متفاوتی انتخاب کردیم
و مسیر انتخابی من کنکور دادن تجربی بود
که الانم پشت کنکورم
دخترعموم رفت سراغ ارایشگری
دخترعمه ام هم ارایشگری(ولی زیاد کار نمیکنه)
هردوشون اینجور نیست که همش سرکار باشن
دخترعموم پارسال گواهینامه گرفت و امسال باباش پراید گرفت
دخترعمم همین امسال گواهینامه گرفت و همون موقع هم باباش براش پراید گرفت
منم موندم همش درگیر کنکور
ازبس حال روحیم خرابه(از خودم ناراحتم بابت موضوع ماشین گرفتن ایشون نیست) درس هم نمیخونم
حالم ازخودم بهم میخوره
خانوادم کلی خرج کنکور کردن ولی اخرش هیچ
همش احساسم اینه عقب افتادم
خیلی برا خانوادم ناراحتم که دخترشون منم
(اینم بگم دخترعموم همه کارا خونه رو گردن گرفته ازموقع ک ماشین گرفته
دخترعمه ام هم همه کارا خونه انجام میده و یکسری مسائل دیگه)
اما من خونه هیچ کاری نمیکنم(بلکه دوروزی تمیز کاری کنم یا کمک مامانم ظرف بشورم)