شایدم شاملو میدونست من چقدر تو دوست داشتن مظلومم که گفت:(من برای انچیزی که از خود به تو بفهمانم جز چشم هایم چیزی ندارم.)داستان فراموشیه تو مثل داستان حل شدن قند توی لیوان چاییه ،قنده حل میشه،محو میشه اما مزه اون چایی واسه همیشه تغییر میکنه..🙃🫠
--------_________--------________
یه وقتایی هست با خودت میگی " نشد دیگه باید چیکار میکردم؟
ولی میشنوی ته دلت یکی داره با غم داد میزنه
" باید میشد ، باید میشد ، باید میشد "
و حقیقتا این بده.🥲🥲
&______^^^^^^________&
اما اگر از من بپرسند :
چه دستاوردی از روزهایی که گذشت داشتی ؟!
میگویم :
توانستم زنده بمانم، در روزهایی که حتی نفس کشیدن هم برایم ناممکن بود !👍🏻💪🏻