راستش یکیو دوستش دارم ک اونم رفتاراش ی جوری بود
جوری ک مامانمم ب رفتارا اون شک کرده بود
( من و مامانم خیلی باهم راحتیم )
باهاش حرف زدم راجبش حتی رفتارا پسره ی جوری بود ک بابامم براش عجیب بود
پسر همسایمون بود
ولی کلا من خیلی درگیر شده ذهنم دوستش دارم دورادور ولی از دل اون خبر ندارم همه چیم سپردم به حدا ک اگر اون بخواد قطعا درست میشه همه چی ولی خب ی جوریه همه چی..