2777
2789
عنوان

از خانواده ای که دارم متنفرم

49 بازدید | 1 پست

از بچگی وقتی میرفتم مهد دختر دایی بابام مربیم بود خیلی دوستش داشتم و آدم مهربونی بود بعداً فهمیدم که با بابام ازدواج کرده خیلی زود فهمیدم کلا شیش هفت سالم بود و اون موقع درک درستی از این چیزا نداشتم بعد میدیدم که بابام سر کوچیک ترین چیزا با مامانم دعوا میکنه کتکش میزنه در حدی که خون میومد از دهنش یا خیلی بد کبود میشد داداشم اون موقع بزرگ بود نزدیک 20 سالش اما هیچی نمی گفت انگار که طرف بابام باشه ولی من همیشه یادمه گریه میکردم سر مامانم تو اتاقم تنها و هیچی نمی گفتم

دوازده سیزده سالم که شد فهمیدم که بابام کلا هول حتی همین یه دونه دختر داییش که زنشه هم بسش نیست کثافط کاری میکنه حتی یادمه من تو ماشینش بودم بوق میزد برا زنا خیلی آدم هول و کثیفیه

یادمه بغل بابام که میشستم حتی دستشو داخل لباسام میبرد مامانم بهش هیچی نمی گفت فقط وقتی بابام نبود به من میگفت بهش بگو نکنه یا یه بار وقتی برجستگی بدنم دیدش میگفت دیگه خانوم شدیاا

واقعا ازش بدم میومد یه بار که مامانم تا دم طلاق رفته بود منو برد روستاشون ، بابام به بهونه دیدن من اومد دم در خونه بعد منو بغل کردن به زور بردن پیش خودشون یادمه خواب بودم بیدار شدم بغل داداشم بودم چند تا سیلی زدم بهش گفتم من نمیخوام بیام باهاتون بعد که به زور بردنم پیش خودشون بابام زنشو با خواهراش آورده بود خونمون بعدشم بگم که

خود مامانم زن مذهبی خدا شناسه خیلی خشک نیست اما بدیش اینه که خیلی شلختست تمیز نیست اصلا و بیشتر دعواهاشونم سر همین چیزا بود


[ ] حدود یه ماه پیش بابام فهمید دوست پسر دارم کلی دعوام کرد و اینا من خودم قبول داشتم کارم زشته و حتی رابطمم تموم کردم اما جوری رفتار میکرد انگار خودش امامه من آدم کشتم حرصم از اونجا شروع شد که داداشم زنگ زد بهم گفت کمبود داری مگه میری سراغ این کارا برگشتم گفتم آره کمبود دارم با این بابای که دارم چند روز پیش برگشته ویدیو کال کرده با دختر داییاش و زنش بعد هر هر میخنده جلو مامان من انقدر پرو لاس میزنن داداشم برگشت گفت خاک تو سرت که بخاطر این چیزا اینطوری میکنی تقصیر مامانه که زنه خوبی نبوده و بابا بزرگه تو بچه ای این کارا برات زشت و بی حیایی چقدر و....

[ ] از اون موقع بابام فقط منت میزاره من چقدر برات بابای خوبی بودم همش میگه برات هر چی خواستی گرفتم در صورتی که من اصلا شبیه دخترایی نبودم که به بابام بگم برام اینو بگیر اونو بگیر وضع مالیمون خوبه اما هیچ وقت روم نشد حتی از بابام پول بگیرم یا در خواست چیزایی کنم که واقعا دلم میخواست اما ضروری نبود چون میدیدم شرایط اقتصادی خوب نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز