همتون تو فامیل یه زن فضول داریم که همه ی ادمارو قضاوت میکنه و به همه یه انگی میزنه ، اما سالها بعد میبینی بچه ی خودش یکارایی میکنه که یه عمر بقیه رو بابتش سرزنش کرده
بعد میگیم دیدین کارما پس داد بخاطر مسخره کردناش و تهمت زدناش و قضاوتاش؟
اما
واقعا کارما اینجا چطور عمل کرده؟
وقتی یه شخص انقد ذهن بسته و محدودی داره که به جای تمرکز روی زندگی خودش مدام درحال انگ زدن به بقیه س ، دارای یکسری الگوهای روانشناختی مخربی هست که روی تربیت و پرورش بچه های خودش اثر میذاره.
میشه گفت چنین ادمی از نظر روانی سالم نیست و در عالم خودش برای جلوگیری از اینکه نکنه بچه هام مثل بقیه بشن(بقیه لزوما بد نیستن اما افکار این شخص دچار زاویه هست با کسی که مثل خودش نیست) ، بشدت افراطی عمل میکنه و سختگیری میکنه و این چنین میشه که بچه ای که زیربار افراط بزرگ شده ، یا یکبار عین بمب میترکه بخاطر این نوع تربیت ، و یا از همون بچگی بصورت پنهانی و کاملا نااگاهانه برای جبران این کنترلگری و سختگیری و افراطی گری خانواده ، کارهایی میکنه که ضدهنجار خانواده یا حتی عرف هستن.
پس
اینطوری میشه که میگیم ؛ واه واه بهجت خانوم خودش به همه هزارتا انگ چسبونده و یه عمر بچه های بقیه رو قضاوت کرد با زبون نیش دارش ، حالا بیا و بیین بچه ی خودش تو چه وضعیه ، حتی از پس بچه خودش نمیتونه بربیاد.
یا
اگه خواهرشوهرت اذیتت کرده و کلی چزوندتت ، در ازدواجش شکست میخوره ، اینم همون کارماست به اصطلاح.چرا؟ چون تربیت این دختر چه در زمان متاهلی و چه زمان مجردی یک چیزه و با ازدواج یکهو معجزه نمیشه که تربیت و شیوه ی زندگیش عوض بشه ، پس همون اخلاق و رفتاری که تو خانواده یاد گرفته رو در یک خانواده ی دیگه هم نشون میده که منجر به مشکلاتی میشه