2777
2789
عنوان

💔💔🖤

135 بازدید | 3 پست

نمیدونم از کِی شروع شد...

انگار کمکم فاصله افتاد،

میون من و همه کسایی که یه روز فکر میکردم ، دارمشون ،

الان فقط یه خستگی مونده؛

اون مدلی که هیچ خوابی درستش نمیکنه.

نه از تن، از دل...

از تکرار توضیح دادن، از تلاش برای فهمیده شدن، از لبخند الکی زدن جلوی کسایی که دیگه حس منو نمیفهمن.

یه زمانی من همیشه انرژی داشتم، همیشه امید داشتم

اما حالا؟

حتی یادم میره چرا باید بلند شم، چرا باید ادامه بدم.

آدم وقتی دلش میشکنه، صداش درنمیاد،

یه لبخند میزنه و میگه اشکال نداره،...

اما تهِ تهش، یه چیزی درونش تموم میشه


مثل شمعی که حتی خودش نمیدونه کی آخرین شعلهش خاموش میشه...⌛🌅

اى دوست تو همان شقایق معروف شعر خوب سهرابىتا تو هستى زندگى باید کرد...🌷💐🌹💝♥️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

درک میکنم سخته ولی سعی کنید از این حال بیاید بیرون

 مرا دردی ست اندر دل که گر گویم زبان سوزد                      اگر پنهان کنم، ترسم که مغز و استخوان سوزد...                                            

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز