تاپیک قبلیم هست چند روز پیش زدم
یه مقدار از پولمون دست خانواده همسرم مونده و طبق زمان بندی ای که قرار بوده بدن ندادن ماهم چندین بار صبر کردیم
الان پول و لازم داریم برای کارای مهاجرتمون واقعا بهش احتیاج داریم مادرش پیام داد که این پول و ازش بگذرین چیزی نمیشه
دو شب پشت سر هم رفتیم خونشون صحبت کردیم اولش که سعی کردن با احساسات شوهرم بازی کنن که ای اگه این پول و ازمون بگیری ال میشه و بل میشه و ما بدبخت میشیم و اینا بعد اومدیم خونه همسرم گفت اصلا اینجوری نیست این پول و بگیریم باید یکی از داداشام طلایی ماشینی چیزی بفروشه بذاره جاش (داداشاش با باباش کار میکنن) بعد دوباره رفتیم حرف زدیم مادرشوهرم گفت اگه اصرار دارین پول و تا هفته دیگه صحبت میکنیم بابا بهتون بده
باز برادرشوهرم زنگ زده الان به شوهرم که هر کی دیگه بود برا پول با خانوادش اینجوری نمیکرد و تو بی معرفتی و اینا 🫠🫠
دم رفتن دارن تمام فشار ممکن و میارن بهش بخدا انقدر بهمون عذاب وجدان دادن یه لحظه هایی میخواستم منم به شوهرم بگم بیا از خیر این پول بگذریم باز به خودم میومدم