این میره خواستگاری یه دختره که همسایه شون بوده . اینطور هم نبوده ک مامانش براش اینو پیدا کنه ها..خودش میگه بریم خواستگاری فلانی .. بعد میرن خواستگاری مثلا شبنم خانم . شبنم چای میاره و اینا بعد خواهر شبنم میاد میشینه . خواهرش فکرکنم دوسال ازش بزرگتر بوده .. این پسره هم به مامانش میگه من خواهره رو میخوام .. مادره همونجا میگه نظرمون عوض شد اونو میخوایم خخخ
بعد چند جلسه خلاصه جزییاتش نمیدوننم ولی قبول میکنه خواهر شبنم و الان حدود 20سال میگذره 3تا بچه و نوه دارن ... یهو یادشون افتادم
البته شبنم هم ازدواج میکنه ولی با یکی دیگه .. و بعد چندسال طلاق میگیره بنده خدا