دوستان من کلا دو ساله ازدواج کردم و پارسال هم بچه دار شدم بعد ما دیشب رفتیم مهمونی خونه مادر شوهرم همش گیر میده بهم الکی حتی داشتم ظرفارو میشستم بعد قابلمه افتاد رو پام انگشتم درد گرفت بهم گفت چرا حواستو جمع نمیکنی بعد رفت قابلمه رو نگاه کرد جای اینکه حالمو بپرسه هنوزم انگشتم درد میکنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.