وقتی شب اخر میخواستم از ایران بیام بیرون کراشم وقتی شنید گفت چه راه دور میری از همین الان دلم تنگ شد منم مثل احمقا بهش گفتم فقط از خانوادم خدافظی کردم و از تو راست گفتم همین بود یعنی تو عمرم هیچوقت جلو یه پسر انقدر ضعف نداشتم خیلی دوسش داشتم فکر کردم اونم حس داره و اینجوری گفتم که راحت تر باشه باهام اونم برگشت گفت تا الان برام مهم نبودی ولی الان که داری میری خارج از کشور پزشکی بخونی دلم میخواد باهام دوس باشی و اگه فراموشم نکردی شمارتو بده (هم رشته ای هستیم)
تا قبل از اینا همیشه خودش پیام میداد تو خاصی و باارزشی برام و این حرفا من کم محلی میکردم چون داشتم میرفتم گفتم وابسته نشم ولی شب اخر گند زدم بعد از اون شمارمو ندادم چون حس کردم تحقیرم کرد
الان برا یه مدت کوتاه برگشتم نمیدونم سیم کارتمو روشن کنم یا نه ببینم پیام داده یا نه
میخوام فراموشش کنم نمیتونم تو دانشگاه هیچ پسری به چشمم نمیاد
بنظرتون چرا اینجوری گفت ؟
روشن کنم سیم کارتمو یا نه؟ 🥲