بچه ها من اتوبان بابایی بودم دیدم دوتا ماشین تصادف کردن اتش نشانی بود سه تا یکی از ماشین ها برعکس بود چرخاش رو هوا الان دوست دارم زنده باشن چون ماشینا داغون بودن از اون موقع حالم بده استرس گرفتم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من یه بار یه موتوری دیدم تصادف کرده بود برعکس رو زمین بود تکون نمیخورد حالم بد بود همش جلو چشمم بود داداشمو فرستادم از پلیس راهنمایی اون منطقه پرسید گفته بود در جا فوت شده🫤