بچه ها من ۱۵۰ گرم طلا داشتم که مقداری شو شوهرم خبر داشت و مقدار زیادیش بیشتر از صد گرم با پول و پس انداز خودم گرفته بودم
چند روز پیش یه بحثی پیش اومد دعوامون شد و قهر بودیم دیروز اومدم خونه ی برادرم شب نیومد دنبالم من خودم اومدم خونه دیدم طلاهامو برداشته میگه دیگه نمی خوامت برو طلاق تو بگیر دارم سکته میکنم چیکار کنم چه خاکی تو سرم بریزم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حالا این مسئله که میگذره و انشاالله بتونی حقتو بگیری ولی اگه از این آدم عن جدا نشی و مهریتو تا قرون آخر نگیری و باز بشینی باهاش به دلایل مختلف زندگی کنی دیگه حتی توو چاه لجن هم بیفتی حقته 💔